زندگی جاهلی نوعی از سبک زندگی است که بشر در دوران های مختلف به خاطر دوری از آموزه های دینی آن را تجربه کرده است . این نوع سبک زندگی بارها در قرآن و در کلام معصومان علیهم السلام مورد نکوهش قرار گرفته است. گاهی در قالب توصیف جاهلیه الاولی که قبل از اسلام بوده است و گاهی در قالب هشدار و بیان ویژگی های چنین زندگی های مخوف و غیر انسانی که ممکن است به عنوان جاهلیه الاخری شکل بگیرد.
در سبک زندگی های جاهلی، معمولا تکاثر و کثرت گرایی، تظاهر و ظاهرگرایی، تعصّب و سطحی نگری، قبیله گرایی و حزب گرایی، دنیا گرایی و مادی گرایی، یه عنوان ارزش های برتر، مورد توجه قرار می گیرد.
امیرمؤمنان علیه السلام در نکوهش از افرادی که در حقیقت عامل شکل گیری جامعه جاهلی هستند و دچار جهل مرکب شده اند، به عنوان مبغوض ترین افراد نزد خدا یاد کرده است.
در خطبه 17 می فرمایند: « مبغوض ترين خلايق نزد خدا دو گروهند:
گروه اول: كسى كه خداوند وى را به حال خود واگذارده و از راه راست منحرف مى گردد. او به سخنان بدعت آميز خويش و دعوت به گمراهيها سخت دل بسته است، ...
گروه دوّم : کسی است كه انبوهى از جهل و نادانى را در خود جمع كرده است، و در ميان مردم نادان، به هر سو مى شتابد و در تاريكي هاى فتنه ها به پيش مى دود، ... انسان نماها او را عالم و دانشمند مى نامند در حالى كه چنين نيست. ..او نادانى است كه در تاريكي هاى جهالت سرگردان و حيران است و همچون نابينايى است كه در ظلمات پر خطر به راه خود ادامه مى دهد. هرگز علوم و دانشها را به طرز صحيحى فرا نگرفته (و به همين دليل در هيچ مسأله اى با اطمينان و يقين داورى نمى كند).
... به خدا سوگند (اين نادان مغرور) نه براى حل مسائلى كه بر او وارد مى شود قابل اعتماد است، نه براى مدحى كه (مدّاحان چاپلوس) در باره او سر مى دهند شايستگى دارد او باور نمى كند كه وراى آنچه شناخته است علم و دانشى باشد و جز آنچه او فهميده است نظريه ديگرى در كار باشد. هر گاه مطلبى براى او مبهم شود كتمان مى كند چرا كه از جهالت خويش آگاه است (خونهايى كه به ناحق ريخته) از داورى ظالمانه اش فرياد مى كشند و ميراثها (ى بر باد رفته) از قضاوت او صيحه مى زنند»[1]
برای آگاهی از سبک زندگی جاهلانه به برخی از ویژگی های آن اشاره می کنیم:
1-افراط و تفریط . حضرت می فرمایند: «شخص نادان جز در يكى از دو حالت تندروى و يا كندروى مشاهده نمى شود»[2]
2-گسست نسلی و عدم رعایت آداب میان والدین و فرزتدان . حضرت در این باره می فرمایند:« ...بايد خردسالان شما به بزرگسالان تأسى كنند و بزرگسالان شما به كودكانتان رؤف و مهربان باشند. همچون ستم پيشگان دوران جاهليت مباشيد كه نه آگاهى از دين داشتند و نه در شناسائى خداوند انديشه مى كردند يعنى همچون تخم افعى در لانه پرندگان (مباشيد) كه شكستن آن گناه است (زيرا گمان مى رود تخم پرنده باشد) اما جوجه آن شر و زيانبار است، (زيرا در حقيقت تخم افعى است، اشاره به اين كه ظاهر شما به حكم محيط اسلامى ايمان است ولى باطنتان بوى صفات جاهليت مى دهد)[3]
3 -بی تفاوتی، سستی، ریاکاری، پیروی از بدعت ها و مدگرایی ها . حضرت در خطبه169 ضمن اشاره به آسیب های مذکور که نشانه های سبک زندگی جاهلانه است، هشدار می دهد:
«حكومت الهى مايه حفظ و نگهدارى شماست، پس بى آن كه خود را مورد سرزنش قرار دهيد و ناگزير بدانيد ، اطاعت خود را تقديم پيشگاه حق كنيد، به خدا سوگند بايد اين كار را بكنيد، و گرنه خداوند سلطنت اسلام را از شما به ديگران منتقل خواهد كرد و پس از آن هرگز به سوى شما باز نخواهد گشت تا اين كه به كسانى غير از شما منتقل گردد»[4].
4-قرار نگرفتن اشیاء و اشخاص در جایگاه خود. به امام عليه السلام گفته شد: «عاقل» را بر ايمان توصيف كن فرمود: «عاقل كسى است كه هر چيز را در جاى خود قرار مى دهد. عرض شد، «جاهل» را توصيف بفرمائيد فرمود: توصيف كردم».
شريف رضى مى گويد منظور اين است جاهل كسى است كه اشياء (كارها) را در جاى خود قرار نمى دهد. ..»[5].
5-از خود بیگانگی، قدر خود را نشناختن، خود تحقیری و بی بصیرتی. می فرمایند:« براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بي خبر ماند. مبغوض ترين افراد نزد خدا بنده اى است كه خدا او را به خودش وا گذاشته، از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمى دارد، اگر به كشتزار دنيا خوانده شود (اجابت مى كند) و براى آن مى كوشد، و اگر به كشتزار آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شود سستى مى ورزد گويا آنچه انجام مى دهد بر او واجب است، و آنچه از آن شانه خالى مى كند از دوش او برداشته شده است» [6].
6-درباره نشانه های جاهل و نادان روایات بسیاری آمده است از جمله:
:« حماقت مرد در سه جا شناخته مى شود: سخن گفتنش در باره چيزى كه به او مربوط نیست ، پاسخ به آنچه از او نپرسيده اند و بى باكى او در كارها» .
« حماقت مرد به خرسندى زياد در نعمت و خوارى بسيار در محنت، شناخته مى شود».
«از نشانه هاى احمق تلوّن و رنگ به رنگ شدن بسيار است.»
«احمق ترين مردم كسى است كه گمان كند خردمندترين مردم است.»
«احمق ترين مردم كسى است كه كار بدى را بر ديگرى انكار كند، و خودش بر آن پافشارى نمايد».[7]
[1] پيام امام شرح تازه وجامع ى برنهج البلاغه، ج 1 ، صفحه ى 583 خطبه 17
[2] -حکمت 70
[3]- خطبه- 166
[4] - ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن ميثم)، ج 3 ، صفحه ى 591 خطبه 169
[5] -حکمت 235
[6] -خطبه 103
[7] - شرح غررالحكم ودررالكلم(خوانسارى)، ج 2 ، صفحه ى 432
منشأ مشروعیت حکومت دینی در نهج البلاغه...ما را در سایت منشأ مشروعیت حکومت دینی در نهج البلاغه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123