قرآن كريم، شناخت هايي را كه بیشتر از سنخ شناخت حسی بوده و تنها با هدف دنيايي و مادي دنبال مي شود مورد مذّمت قرار داده است. «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلىَ عَن ذِكْرِنَا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا ذَالِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ»(نجم:30-29). قلمرو در اين نوع علم(كه هدف دنيايي است)، فقط محسوسات است. اين نوع آگاهي ها، تنها محدوده تنگ برخي اشيا و پديده هاي مادي است.
رمز و راز بن بست هاي گوناگوني كه مكاتب فلسفي و اخلاقي بشري امروزه با آن دست به گریبان است، به ويژه بحرانهاي انسان شناختي در غرب و به تبع آن در بين روشنفكران غرب گرا و همچنین رمزو راز عدم موفقیت بسیاری از اصلاح طلبان در همراهی با مردم ونظام، درهمين نكته نهفته است. همه این مکاتب، بر شناخت محدود و غلط با انگیزه های مادی بنا نهاده شده اند. به عبارتی دیگر، شناخت پديدار بدون شناخت پديدآورنده، شناخت ناپايدار و بي ثباتی خواهد بود كه حاصل آن همان نسبيت گرايي ويران گر و ناواقع گرایی در حوزه های معرفت شناسي و حوزه فلسفه اخلاق، منفعت گرایی و کثرت گرایی در حوزه های اجتماعی است.
افرادي كه فقط معناي ثروت، شهوت، موقعيت و هرچه را كه محسوس و مربوط به زندگي مادي است ميفهمند، در حقيقت نسبت به مفاهيم عقلي و فلسفي نا مأنوساند، اگر چه از آن دم بزنند. اميرمؤمنان عليه السلام ميفرمايد: «ديوار دنيا نهايت چيزي است كه شخص كور مي بيند. او در پشت اين ديوار چيزي را مشاهده نمي كند. ولي فرد بينا نگاه خود را از اين ديوار عبور مي دهد و ميداند كه خانه (آخرت) پشت آن است» (محمدی ری شهری، 1375: 234). در دعاي معروفي كه در اعمال ماه شعبان از پيامبر گرامي اسلام (ص) نقل شده، مي خوانيم: «و لا تَجعل الدّنيا اكبرَ همّنا و لا مبلغَ علمِنا»(نوری، 1308 ق، 6: 286).
مولوي در باره شناخت حسي با انگیزه مادی در قالب تمثيلي زيبا (شناخت لمسي فيل در تاريكي و بيان ديدگاه هاي مختلف و جزء نگر) مي گويد:
چشم حس همچون كف دست است و بس نيست كـف را بـر همــه او دستــرس
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:
« هنگامى كه رسولانشان دلايل روشنى براى آنان آوردند به دانشى كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ مى شمردند) ولى آنچه را (از عذاب) به تمسخر مى گرفتند آنان را فرا گرفت» (غافر:83).
مراد از جمله «بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» اطلاعاتى است كه از زندگى دنيا به دست آورده و مراد از خوشحالی آن ها از علمى كه دارند، غرور و خودپسندى ناشى از زرنگى و علم ظاهرى است كه در اداره زندگى خود دارند و خودباختگى در مقابل اين اطلاعات و زرنگى ها باعث شد كه از معارف حقيقى كه به وسيله رسولان خدا عرضه مى شود، اعراض كنند و آن را چيزى به حساب نياورند و مسخره كنند. به همين جهت دنبال آن فرمود: « ولى آنچه را (از عذاب) به تمسخر مى گرفتند آنان را فرا گرفت». در معناى آیه قبل، نیز گفته اند: مراد از«بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» عقايد فاسد و آراى باطل(نسبت به جهان هستی) است كه داشتند و آن را از روی نادانى علم می ناميدند و به همان عقايد و آراى باطل خوشحالى مى كردند و بدين جهت علم انبيا را تحقير مى نمودند (الطباطبایی،1374، 17: 357).
منشأ مشروعیت حکومت دینی در نهج البلاغه...
ما را در سایت منشأ مشروعیت حکومت دینی در نهج البلاغه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 112